تبليغاتX
اكسير سعادت

اكسير سعادت

اشك و عشق

یا حسین

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 دی1389ساعت 13:16  توسط طاهره  | 

فضیلت زیارت عاشورا

 

شیخ طوسى در كتاب مصباح المجتهد از محمد بن اسماعیل بن یزبع و او از "صالح بن عقبه" و او از پدرش و او از امام باقر(علیه‎السلام) روایت می‎كند كه فرمود: هر كس حسین بن على (علیهماالسلام) را در روز عاشورا - دهم محرم - زیارت كند و نزد قبر آن حضرت گریان شود روز قیامت خداوند را با ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد ملاقات كند، آن هم ثواب حج و عمره و جهادى كه در خدمت رسول اكرم و ائمه طاهرین(علیهم‎السلام) بوده باشد.

راوى می‎گوید: عرض كردم فدایت شوم براى كسى كه در شهر یا كشور دیگریست و نمى‎تواند در آن روز خود را به قبر آن حضرت برساند چه ثوابى خواهد بود؟

حضرت فرمودند: اگر چنین باشد به صحرا یا بالاى بام خانه خود رود و با اشاره به سوى قبر آن حضرت، سلام داده و بر لعن قاتلان آن حضرت جدیت كند، و بعد دو ركعت نماز بخواند و این كار را هنگام برآمدن روز قبل از ظهر انجام دهد، آنگاه هم خودش در مصیبت آن حضرت گریه كند و هم اگر ترسى نداشته باشد امر كند تا خانواده او نیز بر آن حضرت گریه كنند و در خانه‎اش مجلس ‍مصیبتى برپا كرده و مصیبت حضرت سیدالشهداء را به یكدیگر تعزیت گویند. من ضامن می‎شوم كسى كه این عمل را انجام دهد خداوند تمام آن ثواب‎ها را به او عنایت فرماید.
امام باقر(علیه‎السلام) فرمود: هر كس حسین بن على(علیهماالسلام) را در روز عاشورا زیارت كند و نزد قبر آن حضرت گریان شود؛ روز قیامت خداوند را با ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد ملاقات كند، آن هم ثواب حج و عمره و جهادى كه در خدمت رسول اكرم و ائمه طاهرین(علیهم‎السلام) بوده باشد.
امام باقر(علیه‎السلام) فرمود: هر كس حسین بن على(علیهماالسلام) را در روز عاشورا زیارت كند و نزد قبر آن حضرت گریان شود؛ روز قیامت خداوند را با ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد ملاقات كند، آن هم ثواب حج و عمره و جهادى كه در خدمت رسول اكرم و ائمه طاهرین(علیهم‎السلام) بوده باشد.

راوى عرض كرد چگونه یكدیگر را تعزیت بگوییم؟ فرمود بگویید:

اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین علیه‎السلام و جعلنا و ایاكم من الطالبین تباره مع ولیه الامام المهدى من آل محمد علیهم‎السلام؛ یعنى خداوند اجر ما را به سوگوارى بر حسین(علیه‎السلام) بیفزاید و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولى خود امام مهدى آل محمد(علیهم‎السلام) قرار دهد.

آنگاه حضرت فرمودند: اگر می‎توانى آن روز از خانه بیرون مرو كه روز نحسى است و حاجت مؤمن برآورده نمى‎شود و اگر هم برآورده شود میمون و مبارك نخواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 دی1389ساعت 13:6  توسط طاهره  | 

فضایل امام حسین در قرآن

آیاتی از قرآن مجید كه از آنها فضیلت و عظمت مقام حسین (ع) استفاده می‏شود فراوان است كه در این یادداشت به  نمونه ای از آن‌ اشاره می‌شود.

۱. آیه مودّت

خداوند در قرآن كریم می فرماید: «قُلْ لا أَسْألُكُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلّا المَوَدَّةَ فِی القُرْبی»‏ (الشوری: 23)

(بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‏كنم جز دوست‏داشتن نزدیكانم [اهل بیتم‏])

احمد بن حنبل در مسند، ابو نعیم حافظ، ثعلبی، طبرانی، حاكم، رازی ، شبراوی، ابن حجر، زمخشری ، ابن منذر، ابن ابی حاتم، ابن مردویه ، سیوطی و گروهی دیگر از علماء اهل سنت از ابن عباس روایت كرده‏اند كه زمانی كه این آیه نازل شد اصحاب گفتند: ای پیامبر خدا، این خویشاوندان تو كه واجب گردیده بر ما مودّت و دوستی آنان كیستند؟

حضرت پیامبر (ص) فرمود: علی، فاطمه و دو پسر آنها یعنی حسن و حسین. (الغدیر 2/307)

جالب اینكه امام شافعی در مورد حب اهل بیت (ع) گفته است:

یا أَهلَ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ حُبُّكُمْ / فَرْضٌ مِنَ اللَّهِ فِی القُرآنِ أَنزَلَهُ‏

كَفاكُمْ مِنْ عَظِیِم القَدرِانَّكُمْ / مَنْ لَم یُصَلِّ عَلَیكُم لا صَلوةَ لَهُ

(ای اهل بیت رسول خدا محبت شما از سوی خداوند در قرآنش واجب شده است. در عظمت قدر و منزلت شما همین بس كه هركس در نماز بر شما صلوات نفرستد نماز نخوانده است)

(در كتاب الغدیر آمده كه انتساب این ابیات به امام شافعی از شرح المواهب زرقانی جلد 7 ص 7 و جمعی دیگر است)

مفسر معروف علامه طبرسی از شواهد التنزیل حاكم حسكانی كه از مفسران و محدثان معروف اهل سنت است نقل می‏كند كه پیامبر اسلام (ص) فرمود:

ان اللَّه خلق الانبیاء من اشجار شتی، و انا و علی (ع) من شجرة واحدة، فانا اصلها، و علی فرعها، و فاطمة لقاحها، و الحسن و الحسین ثمارها، و اشیاعنا اوراقها ـ تا آنجا كه فرمود ـ لو ان عبدا عبدالله بین الصفا و المروة الف عام، ثم الف عام، ثم الف عام، حتی یصیر كالشن البالی، ثم لم یدرك محبتنا كبه اللَّه علی منخریه فی النار، ثم تلا: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً

(خداوند انبیاء را از درختان مختلفی آفرید، و من و علی را از درخت واحدی، من اصل آنم، و علی شاخه آن، فاطمه موجب باروری آن است، و حسن و حسین میوه‏های آن، و شیعیان ما برگهای آنند ... سپس افزود: اگر كسی خدا را در میان صفا و مروه هزار سال، و سپس هزار سال، و از آن پس هزار سال، عبادت كند، تا همچون مشك كهنه شود، اما محبت ما را نداشته باشد خداوند او را به صورت در آتش می‏افكند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی‏) (مجمع البیان 9/43)

همچنین زمخشری در كشاف درباره محبت اهل بیت (ع) حدیثی نقل كرده كه خیلی ارزنده و پرمعناست و فخر رازی و قرطبی نیز از او اقتباس كرده‏اند: حدیث مزبور به وضوح مقام آل محمد (ص) و اهمیت حب آنها را بیان می‏دارد. رسول خدا (ص) فرمود: 
بر حسب احادیث متواتر بین شیعه و سنی، آیه تطهیر در مورد اجتماع آن پنج شخصیت ممتاز عالم آفرینش در زیر كساء و صلوات پیغمبر (ص) بر آنها نازل شد، و آیه شریفه و احادیثی كه در تفسیر آن وارد شده دلالت بر عصمت و جلالت شأن حضرت سید الشهداء (ع) دارد

من مات علی حب آل محمد مات شهیدا الا و من مات علی حب آل محمد (ص) مغفورا له الا و من مات علی حب آل محمد مات تائبا الا و من مات علی حب آل محمد مات مؤمنا مستكمل الایمان الا و من مات علی حب آل محمد بشره ملك الموت بالجنة ثم منكر و نكیر الا و من مات علی حب آل محمد یزف الی الجنة كما تزف العروس الی بیت زوجها الا و من مات علی حب آل محمد فتح له فی قبره بابان الی الجنة الا و من مات علی حب آل محمد جعل اللَّه قبره مزار ملائكة الرحمة الا و من مات علی حب آل محمد مات علی السنة و الجماعة الا و من مات علی بغض آل محمد جاء یوم القیامه مكتوب بین عینیه آیس من رحمة الله الا و من مات علی بغض آل محمد مات كافرا الا و من مات علی بغض آل محمد لم یشم رائحة الجنة. (كشاف 4/220، تفسیر فخر رازی 27/165 ، تفسر قرطبی 8/5843 ، نمونه 20/414 )

(هر كس با محبت آل محمد بمیرد شهید از دنیا رفته، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود بخشوده است، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود با توبه از دنیا رفته، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود مؤمن كامل الایمان از دنیا رفته، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود فرشته مرگ او را بشارت به بهشت می‏دهد، و سپس منكر و نكیر (فرشتگان مامور سؤال در برزخ) به او بشارت دهند، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود او را با احترام به سوی بهشت می‏برند آن چنان كه عروس به خانه داماد، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود در قبر او دو در به سوی بهشت گشوده می‏شود، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود قبر او را زیارتگاه فرشتگان رحمت قرار می‏دهد، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود بر سنت و جماعت اسلام از دنیا رفته، آگاه باشید هر كس با عداوت آل محمد از دنیا رود روز قیامت در حالی وارد عرصه محشر می‏شود كه در پیشانی او نوشته شده: مایوس از رحمت خدا، آگاه باشید هر كس با بغض آل محمد از دنیا برود كافر از دنیا رفته، آگاه باشید هر كس با عداوت آل محمد از دنیا برود بوی بهشت را استشمام نخواهد كرد.)

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 دی1389ساعت 12:41  توسط طاهره  | 

سکوت کربلا

عجب سکوتی بر عرصه کربلا سایه افکنده است! چه طوفان دیگری در راه است که آرامشی این چنین را به مقدمه می طلبد؟ سکون میان دو زلزله! آرامش میان دو طوفان!

یک سو جنازه است و خاک های خون آلود و سوی دیگر تا چشم کار می کند اسب و سوار و سپر و خود زره و شمشیر. و اینهمه برای یک تن؛ امام که هنوز چشم به هدایتشان دارد.

قامت بلندش را می بینی که پشت به خیمه ها و رو به دشمن ایستاده است، دو دستش را بر قبضه شمشیر تکیه زده و شمشیر را عمود قامت خمیده اش کرده است و با آخرین رمق هایش مهربانانه فریاد می زند:

هل من داب یذب عن حرم رسول الله …

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 دی1389ساعت 19:31  توسط طاهره  | 

كل يوم عاشورا و كلّ ارضٍ كربلا

كل يوم عاشورا و كلّ ارضٍ كربلا

برخى سخن فوق را بدون مدرك و مأخذ از زبان امام صادق(علیه السلام) نقل مى‏كنند. ما نتوانسته‏ايم براى اين حديث بسيار مشهور، مأخذ و مدركى بيابيم، بلكه احاديث و راويتهاى چندى را در متون مستند و معتبر ديديم كه با اين سخن، تعارض و تضادى آشكارا دارند. در اينجا چند نمونه از آنها را نقل مى‏كنيم:
1 . شيخ صدوق با آوردن اسناد و به نقل از مشايخ روايتى خويش روايت مى‏كند كه امام صادق(علیه السلام)، هم به نقل از پدرش امام محمدباقر(علیه السلام) و هم به نقل از پدر بزرگش امام زين‏العابدين(علیه السلام)، از امام حسن مجتبى(علیه السلام) روايت كرده است كه آن حضرت در پيشگويى شهادت برادرش امام حسين(علیه السلام) به او گفت: «لا يوم كيومك يا أبا عبدالله؛ اى ابا عبدالله! هرگز روزى چون روز تو (عاشورا) نباشد».

2 . شيخ صدوق در حديث ديگرى به سند خويش از امام سجاد(علیه السلام) نقل مى‏كند كه آن حضرت مى‏فرمود: «لا يوم كيوم الحسين(علیه السلام)؛ هرگز روزى مانند روز حسين (عاشورا) نباشد».

3 . علامه حلى نيز به نقل از احمد بن يحيى بلاذرى (متوفاى 279ق)، صاحب كتاب انساب‏الاشراف، نقل مى‏كند كه عبدالله بن عمر هم مى‏گفت: «لا يوم كيوم قتل الحسين».
با اين همه جاى بسى شگفتى است كه آن سخن ساختگى (كلّ يوم عاشورا و كلّ ارض كربلا) بدون دليل و بى‏آنكه سند و مأخذى داشته باشد، همچنان پيوسته به امام صادق(علیه السلام) نسبت داده مى‏شود و شبانه‏روز از رسانه‏هاى عمومى و در محافل مذهبى، تبليغ و ترويج مى‏گردد و برخى حتى آن را با تفصيل بيشترى چنين نقل مى‏كنند كه: كلّ يوم عاشورا، كلّ ارض كربلا، كلّ شهرٍ محرّم و كلّ فصل عزا. غافل از اينكه اين سخن را هرگز سندى و مدركى، حتى به صورت مرسل و مقطوع يا ضعيف و سست هم نيست. چنان مى‏نمايد كه اين عبارت، شعار يا شعرى از شاعرى وابسته به حزبى جنگ طلب باشد.

معنا و مفهوم اين شعار به فرقه زيديه يا كيسانيه و يا اسماعيليه بيشتر برازنده است تا به مذهب عدل علوى، يا تشيع سبز حسنى و حسينى و سجادى. به نظر ما، اين سخن نمى‏تواند با شيعه اثنا عشرى و مذهب جعفرى نسبتى داشته باشد. رئيس مذهب ما امام جعفر صادق(علیه السلام) است كه بزرگ‏ترين شاخصه او همچون پدرش امام محمد باقر(علیه السلام) دانش و بحث و درس است. اصولاً در مذهب جعفرى و اماميه، امامت بيشتر به معناى هدايت است و امام بيش از هر چيز با علم و دانشش شناخته مى‏شود؛ برخلاف زيديه كه امام در ميان آنها نخست با خون و شمشير شناخته مى‏شود و به اعتقاد آنان، نخستين شرط و مهم‏ترين امتياز در امامت و امام، همانا قيام مسلحانه و «قائم بالسيف» بودنِ امام است. چنين به نظر مى‏رسد كه اين سخن ناسخته از زيديه سرچشمه گرفته است كه هر روز عاشورا و همه جا كربلاست.

به ميان كشيدن اين سخن كه بالاخره هر روز، حق و باطل در تخاصم و تعارض‏اند نيز مغالطه‏اى بيش نيست؛ چرا كه در مقابله با باطل، آنچه همواره لازم و بايسته است، معرفت و دانش است، و حق هميشه با صراحت دانش و صداقت منطق، پيروز و سربلند است. اين امر در سيره سبز پيشوايان هادى و هاديان صادق به وضوح ديده مى‏شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 دی1389ساعت 19:22  توسط طاهره  | 

ترجمه زیارت عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم


سلام بر تو ای اباعبدالله سلام بر تو ای فرزند رسول خدا سلام بر تو ای فرزند امیراالمؤمنین و ای فرزند سیٌد اوصیاء سلام بر تو ای فرزند فاطمه ی زهرا سیٌده ی زنان اهل عالم سلام بر تو ای کسی که از خون پاک تو و پدر بزرگوارت خدا انتقام می کشد و از ظلم و ستم وارد بر تو دادخواهی می کند سلام بر تو و بر ارواح پاکی که در حرم مطهٌرت با تو دفن شدند بر جمیع شما تا ابد از من درود و تحیٌت و سلام خدا باد تا من هستم و لیل و نهار در جهان برقرار است ای اباعبدالله همانا تعزیتت بزرگ و مصیبتت در جهان بر ما شیعیان و تمام اهل اسلام سخت و عظیم و ناگوار و دشوار بود و تحمٌل آن مصیبت بزرگ در آسمانها بر جمیع اهل سماوات سخت و دشوار بود پس خدا لعنت کند امٌتی که اساس ظلم و ستم را بر شما اهل بیت رسول بنیاد کردند و خدا لعنت کند امٌتی را  که شما را از مقام و مرتبه ی (خلافت) خود منع کردند و رتبه ای که خدا مخصوص به شما گردانیده بود از شما گرفتند خدا لعنت کند امٌتی را که شما را مقتول ساختند و خدا لعنت کند آن مردمی را که از امرای ظلم و جور برای قتال با شما تمکین کردند من بسوی خدا و بسوی شما از آن ظالمان و شیعیان آنها و پیروان و دوستانشان بیزاری می جویم ای اباعبدالله من تا قیامت سلم و صلحم با هر که با شما صلح است و جنگ و جهادم با هر که با شما در جنگ است تا روز قیامت خدا لعنت کند آل زیاد بن ابی سفیان و آل مروان حکم را و خدا لعنت کند بنی امیٌه را بالتٌمام و لعنت کند پسر مرجانه را و لعنت کند عمر سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند گروهی را که اسبها را برای جنگ با حضرتت زین و لگام کردند و برای جنگ با تو مهیٌا گشتند پدر و مادرم فدای تو باد تحمٌل مصیبت بر من بواسطه ی ظلمی که بر شما رفت سخت دشوار است پس از خدایی که مقام تو را بلند و گرامی داشت و مرا هم بواسطه ی دوستی تو عزت بخشید درخواست می کنم که روزی من گرداند تا با امام منصور از اهل بیت محمٌد صلٌی الله علیه و آله خون خواه تو باشم پروردگارا مرا بواسطه ی حضرت حسین علیه السٌلام نزد خود در دو عالم وجیه و آبرومند گردان ای اباعبدالله من به درگاه خدا تقرٌب می جویم و به درگاه رسولش و به نزد حضرت امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه و حضرت حسن و به حضرت تو قرب می طلبم و بیزاری از آن کسانی که با تو به نبرد برخاستند و با تو در آویختند و به بیزاری از کسانی که بنیاد و اساس ظلم و ستم و جور بر علیه شما به پا داشته و بیزاری می جویم به سوی خدا و رسولش از کسانیکه پایه ی ضلم و ستم بنا نهادند و بیزارم از پیروان آنها و به درگاه خدا و نزد شما اولیاء خدا از آن مردم ستم کار ظالم بیزاری می جویم و اول به درگاه خدا سپس نزد شما تقرٌب می جویم به سبب دوستی شما و دوستی دوستان شما و به سبب بیزاری جستن از دشمنان شما و بیزاری از مردمی که با شما به جنگ و مخالفت برخاستند و از شیعیان و پیروان آنها هم بیزاری می جویم من سلم و صلحم با هر کس که با شما صلح است و در جنگ و مخالفتم با هر کس که با شما به جنگ است و دوستم با دوستان شما و دشمنم با دشمنان شما پس از کرم حقٌ درخواست می کنم که به معرفت شما و دوستان شما مرا گرامی سازد و همیشه بیزاری از دشمنان شما را روزی من فرماید و مرا در دنیا و آخرت با شما قرار دهد و در دو عالم به مقام صدق و صفای با شما مرا ثابت بدارد و باز از خدا درخواست می کنم که به مقام محمودی که خاصٌ شما است مرا برساند و مرا نصیب کند که در رکاب امام زمان که هادی و ظاهر شونده ی ناطق به حقٌ است خون خواه باشم و از خدا به حقٌ شما و به شان و مقام تقرٌب شما نزد خدا درخواست می کنم که ثواب غم و حزن و اندوه مرا بواسطه ی مصیبت بزرگ شما بهترین ثوابی که به هر مصیبت زده ای عطا می کند به من آن ثواب را عطا فرماید و مصیبت شما آل محمٌد در عالم اسلام بلکه در تمام عالم سماوات و ارض چقدر بزرگ بود و بر عزادارانش تا چه حد سخت و ناگوار گذشت پروردگارا مرا در این مقام که هستم از آنان قرار ده که درود و رحمت و مغفرتت شامل حال آنهاست پروردگارا مرا به آیین محمٌد و آل اطهارش زنده بدار و گاه رحلت هم به آیین محمٌد بمیران پروردگارا این روز روزی است که بنی امیٌه و پسر جگرخوار و یزید پلید لعین پسر معاویه ی ملعون در زبان تو و زبان رسول تو صلٌی الله علیه و آله در هر مسکن و منزل که رسول تو صلٌی الله علیه و آله توقف داشت پروردگارا لعنت فرست بر ابی سفیان و بر پسرش معاویه و بر پسرش یزید پلید بر همه ی آنان لعن ابدی فرست و این روز روزیست که آل زیاد بن ابیه لعین و آل مروان بن حکم خبیث بواسطه ی قتل حضرت حسین که درودهای خدا بر او باد شادان بودند پروردگارا تو لعن و عذاب الیم آنان را چندین برابر گردان پروردگارا من به تو در این روز و در این مکان و در تمام دوران زندگانی به بیزاری جستن و لعن بر آن ظالمان و دشمنی آنها و به دوستی پیغمبر و آل اطهار او صلوات الله علیهم اجمعین تقرٌب می جویم پروردگارا تو لعنت فرست بر اول ظالمی که در حق محمٌد صلٌی الله علیه و آله و سلٌم و آل پاکش ظلم و ستم کرد و آخرین ظالمی که از آن ظالم نخستین در ظلم تبعیٌت کرد پروردگارا تو بر جماعتی که بر علیه حسین علیه السٌلام به جنگ برخاستند لعنت فرست و بر شیعیانشان و بر هر که با آنان بیعت کرد  و از آنها پیروی کرد پروردگارا بر همه لعنت فرست ***** سلام بر تو ای اباعبدالله و بر ارواح پاکی که در جوار و حریم تو در آمدند سلام خدا از من بر تو باد الی الابد مادامی که لیل و نهار باقی است و خدا این زیارت مرا آخرین عهد با حضرتت قرار ندهد سلام بر حسین علیه السٌلام و بر علیٌ بن حسین علیه السٌلام و بر فرزندان حسین علیه السٌلام  و بر اصحاب حسین علیه السٌلام ***** پروردگارا تو لعن مرا مخصوص گردان به اولین شخص ظالم و شروع کن به اولین ظالم و آنگاه در حقٌ دومین و سومین و چهارمین پروردگارا و آنگاه لعنت فرست بر یزید پنجم آن ظالمان و باز لعنت فرست بر عبیدالله بن زیاد و پسر مرجانه و عمر بن سعد و شمر و آل ابی سفیان و آل زیاد و آل مروان تا روز قیامت ***** خدایا تو را ستایش می کنم به ستایش شکرگزاران تو بر غم و اندوهی که به من در مصیبت ایشان رسید حمد خدا را بر عزاداری و اندوه و غم بزرگ من پروردگارا شفاعت حسین علیه السٌلام را روزی که بر تو وارد می شوم نصیبم بگردان و مرا نزد خود ثابت قدم بدار به صدق و صفا با حضرت حسین علیه السٌلام و اصحابش که در راه خدا جانشان را نزد حسین علیه السٌلام فدا کردند باشیم. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آذر1389ساعت 19:43  توسط طاهره  | 

السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ

   السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ

وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين

 به ابي انت و امي كه تو يي مظهر عشق       عشق را مظهر آثار علي اكبر توست

  طفل شش ماه به هنگام شهادت خنديد            آنكه بر مرگ زند خنده علي اصغر توست

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آذر1389ساعت 19:39  توسط طاهره  | 

+ نوشته شده در  جمعه 14 آبان1389ساعت 19:46  توسط طاهره  | 

تحلیل تاریخی مسئله ولایتعهدی امام رضا

برای آن که فهم درستی از حوادث تاریخ اسلام و حتی حوادث معاصر در بسیاری از کشورهای عربی داشته باشیم، باید ابتدا قبیله را خوب بشناسیم و ساختار اجتماعی و سیاسی آن را تحلیل کنیم. انسان عرب در قالب قبیله، هویت تاریخی و اجتماعی خود را درک می‌کرد و قبیله بستر طبیعی به فعلیت رساندن انسانیت او به مثابه موجودی اجتماعی است. نظام قبیله‌ای در جامعه عربی منشا اصلی تحولات تاریخی و اجتماعی است. این نظام در دوره بعد از اسلام نیز استمرار یافته و حتی تا کنون بر خلاف پیش‌بینی‌های برخی جامعه‌شناسان مدرنیته که تصور می‌کردند عصر جدید غزل خداحافظی قبیله را خوانده است، همچنان نفوذ و سلطه آن را در کشورهای عربی به ویژه در منطقه خاورمیانه می‌بیینیم. در واقع تحول از قبیله به مدینه یک تحول تاریخی تمدنی است که در کوتاه مدت و با تحولات سیاسی صرف صورت نمی‌پذیرد.
قبیله به شکل طبیعی چرخه‌هایی از گسترش و انشعاب را پشت سر می‌گذارد. هنگامی که جمعیت قبیله رو به فزونی می‌نهد و تعداد افراد خانواده حاکم افزایش می‌یابند و موقعیت اجتماعی و اقتصادی و … قبیله تغییر می‌یابد، به تدریج نهادهای قدرت متکثر و چندگانه می‌شوند و نزاع‌هایی برای تصاحب قدرت و یا انشقاق و جدایی‌طلبی پدید می‌آید. به طور طبیعی در این حالات باید شاهد تقسیم و انشقاق قبیله باشیم؛ همان‌گونه که بسیاری از قبایل عربی به همین شکل پدید آمده‌اند؛ یعنی یک شاخه به تدریج به قبیله‌ای مستقل تبدیل می‌شود. اما مشکل جایی رخ می‌دهد که قبیله از موقعیت ویژه و قدرت فراتر از یک قبیله برخوردار شود که در این صورت منافع و مراکز قدرت در قبیله آن چنان به هم تنیده می‌شوند که دیگر به سادگی قابل تقسیم و جدایی نیست؛ بنابراین هر گونه تقسیم به از بین رفتن آن موقعیت می‌انجامد. در چنین حالاتی گاه امکان تقسیم قدرت درون قبیله وجود دارد. بنابراین روند تقسیم به شکل طبیعی در قالب نوعی تعامل سیاسی اجتماعی بین مراکز قدرت در قبیله انجام می‌شود که نمونه آن را در حکومت‌های قبیله‌ای معاصر نیز می‌بینیم. اما در مواردی این امکان وجود ندارد و به ناچار مراکز قدرت درون قبیله به رودررویی کشیده می‌شوند و هر یک سعی بر سلطه مطلق و حذف رقیب می‌کند. این مشکل به طور خاص در دوره پس از پیامبر رخ داد. منصبی مانند خلافت قابل تقسیم نبود و به طور طبیعی یک نفر باید سخن آخر را می‌گفت. توجه به این واقعیت را در سقیفه نیز می‌بینیم؛ هنگامی که پیشنهاد تعیین امیری از مهاجران و امیری از انصار می‌شود، مورد توجه جدی قرار نگرفته و چنین پاسخ داده می‌شود که امارت از مهاجران و مشورت از انصار باشد. همین مساله در نزاع قدرت بین امویان و علویان و همچنین نزاعهای داخلی هر یک دیده می‌شود. امویان متشکل از دو شاخه مروانی و سفیانی در اثر اشتراک منافع در جبهه مشترکی قرار داشتند، پس از مدتی اختلافات بین آن دو شاخه، زمینه پیدایش اختلافاتی پنهان و نسبتا آرام و در عین حال اساسی را فراهم آورد که سرانجام مروانیان در قالب تعاملی سیاسی اجتماعی قدرت را از سفیانیان می‌ربایند و به توزیع جدیدی از قدرت دست می‌یابند. در همین خلال شاهد پیدایش کانونهای جدید قدرت در بین قریش هستیم. عباسیان همان رفتار را با علویان در پیش می‌گیرند که مروانیان با سفیانیان کرده بودند. یعنی زمانی که دشمن مشترک و اشتراک منافع به پایان می‌رسد، آن دو در برابر هم بسان یک دشمن قرار می‌گیرند. در واقع ما بنا به تحلیل هگلی شاهد نوعی فرایند دیالکتیک هستیم که همواره تز و آنتی‌تز، سنتزی جدید پدید آورده و دوباره آن سنتز، آنتی‌تز خود را می‌آفریند و سنتزی نو تولید می‌شود. بدون تردید اگر قدرت به علویان می‌رسید، نزاع قدرت در شاخه‌های دیگری چون حسنیان و حسینیان و زیدیان شکل می‌گرفت؛ همان گونه که رگه‌هایی از این نوع نزاعها در منابع تاریخی و حدیثی فراوان به چشم می‌خورد.
بنابراین سیاست ضد علوی عباسیان را باید در همین قالب تاریخی تحلیل نمود. مساله ولایتعهدی نیز در همین قالب قابل فهم است. عباسیان و علویان سابقه همکاری درازمدتی داشته‌اند و هر یک مناطق تحت نفوذ و مراکز قدرت خاص خود را داشت. این مناطق و مراکز به طور طبیعی در دوره اموی در تعامل با هم بودند و لیکن با انتقال مطلق قدرت به عباسیان، این دو همکار به دو رقیب بدل می‌شوند که به سادگی هیچ یک توانایی غلبه بر دیگری را ندارد. از همین روی از اوان سلطه عباسیان شاهد قیامها و درگیریهای بسیاری و حتی بیشتر از دوره اموی هستیم. از طرف دیگر خاندان عباسی نیز خود شاهد نوعی انشقاق و تقسیم بود. دو فرزند هارون، یعنی امین و مامون هر دو از پیش خود را برای خلافت آماده کرده بودند و یارگیریهای لازم را انجام داده بودند. مامون به دلایل متعددی شانس کمتری برای تصاحب قدرت داشت؛ چرا که اولا وصی نخست هارون امین بود و مامون قرار بود پس از مرگ امین به خلافت رسد و از سوی دیگر امین فرزند زبیده همسر بانفوذ و پرقدرت هارون بود و از هر طرف، ریشه‌ عربی خالص داشت. یادآور می‌شوم که تعصبات عربی درون ساختار قبایل بسیار نقش دارد. در مقابل مامون نه تنها از سوی مادر عرب نیست؛ بلکه اساسا کنیز زاده است و تفاوت بین کنیز و آزاد در جامعه عرب بسیار است؛ به گونه‌ای که قبل از اسلام، کنیززادگان الزاما فرزند پدران آزاد خود تلقی نمی‌شدند. از سوی سوم هارون جانشین مامون را نیز انتخاب کرده بود. بنابراین مامون نه شانسی برای تصاحب خلافت و نه شانسی برای ابقای آن در فرزندان خود داشت و صرف نظر از همه اینها شورشها و قیامهای متعدد در قلمرو خلافت عباسی وضعیت سیاسی غیر مستقری فراهم آورده بود. در چنین فضایی مامون تصمیم می‌گیرد با تغییر مهره‌های شطرنج، اتحادیه فروپاشیده علویان و عباسیان را بازسازی نموده و با استعانت از جناح علوی، موقعیت خود را تقویت نموده، افزون بر مهار نارضایتی‌ها آنها را به ابزار قدرتی به نفع خود تبدیل کند و در نتیجه شانس خلافت خود را تقویت نماید و در مقابل، او چیزی نداشت تا بخواهد از دست دهد. همچنین کسی که از سوی مامون به نمایندگی علویان انتخاب شده بود، از سویی بیشترین نفوذ دینی را در بینشان داشت و از سوی دیگر هیچ گونه سابقه نظامی‌گری و شورش را نیز نداشت تا از آن میزان تمرکز و آمادگی برخوردار باشد که بتواند بر علیه شریک خود وارد عمل شده و او را کنار زند. بنابراین بازی‌ای که مامون راه انداخته بود، بازی به اصطلاح برد برد بود. با این حال شیوه برخورد امام با این مسئله از این چالش جدی فرصتی منحصر به فرد برای شیعه پدید آورد و به سود مذهب تشیع و شکوفایی دوباره آن انجامید.
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 شهریور1389ساعت 12:59  توسط طاهره  | 

حدیث از امام رضا ع

 لا یسْتَكْمِلُ عَبْدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَكُونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسْنُ التَّقْدیرِ فِى الْمَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.
هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را كامل نمى ‏كند مگر این كه در او سه خصلت باشد: دین‏ شناسى، تدبر نیكو در زندگى، و شكیبایى در مصیبت‏ها و بلاها.

(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 )

 

 مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ رَبَحَ وَمَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِر
آن كسى كه نفسش را محاسبه كند، سود برده است و آن كسى كه از محاسبه نفس غافل بماند، زیان دیده است.

(بحار الأنوار، ج 78، ص 352، باب 26، ح 9)

+ نوشته شده در  جمعه 26 شهریور1389ساعت 21:21  توسط طاهره  | 

زائری بارانی

 

 

زائری بارانی ام ، آقا به دادم می رسی؟

 

 

                        بی پناهم خسته ام، تنها، به دادم می رسی؟

 

 

  گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

 

 

                        ضامن چشمان آهوها، به دادم می رسی؟

 

 

  از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند

 

 

                       گنبد و گلدسته هایت را، به دادم می رسی؟

 

 

  ماهی افتاده بر خاکم لبالب تشنگی

 

 

                          پهنه آبی ترین دریا، به دادم می رسی؟ 

 

 

  ماه نورانی شب های سیاه عمر من

 

 

                     ماه من ، ای ماه من، آیا به دادم می رسی؟

 

 

 من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

 

 

                   هشتمین دردانه زهرا(س)، به دادم می رسی؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 26 شهریور1389ساعت 21:16  توسط طاهره  | 

تصاویر حرم امام رضا ع

+ نوشته شده در  جمعه 26 شهریور1389ساعت 21:14  توسط طاهره  | 

حرم

 

 

حرم، یک امنیت بی کران است. وقتی که عزم زیارت می کنی، با پای دل و با همه ی عشق به زیارت ستاره ی هشتم نائل می شوی.زبانت به عطر سلام معطر می شود. اولین قدم را که بر می داری پای در دنیایی دیگر می گذاری، این جا با همه جا فرق می کند .

حرم، چون دریا بی کران است و چون اشک زلال. آب و هوای این سرزمین ملکوتی است. آبشاران امید، از چشمه ساران ضریح می جوشد و تا دل امیدوارت امتداد می یابد و تو، غرق در لحظه ها گام بر می داری. برای احترام، کفش از پا بر می کشی و پای از تعلقات بر می داری .

این جا یک گام به منزل نزدیکتر شده ای . پای کوبان تا امتداد وصل هروله می کنی. وارد ایوان آینه می شوی. به تعداد ثانیه ها تصویرت در آینه هویدا می شود.  می توانی شکستگی خود را در آینه های کوچک و بزرگ اینجا به تماشا بنشینی .

اذن دخول می طلبی، آنها آنقدر کریم اند که با درخشش اولین اشک در دیدگانت پذیرایت خواهند شد. اصلاً این اشک مجوز ورود توست. اذن دخول را که خواندی، گردنبند تسبیح را به گریبان دلت آویخته ای.  جذبه ای تو را به سمت خود می کشاند، در این ازدحام جمعیت، کسی راه را برایت می گشاید، از خود بی خود می شوی .

دروازه ای به سویت می گشایند، در را می بوسی و باز هم به ذکر سلام معطر می شوی، اینجا بهشت است. اگر خوب گوش بسپاری و آماده باشی، صدایی از جنس نغمه های آسمانی سلامت را پاسخ می دهد.در شبستان حرم، ستاره ای روشن تر از خورشید در مرکز این آسمان می درخشد، محو ترنم شیدایی آن می شوی .

خوب دقت کن، کسی تو را به سمت خود می خواند، کسی دستانت را می گیرد و تا کنار ضریح می آورد و بر مشبکهای ضریح دخیل می بندد. اکنون چشمانت آینه کاری شده است. زیارتنامه را زمزمه می کنی. زیارتنامه چشمه ساران زمزمه است که جان عطشناکت را سیراب می کند و روح خسته ات را رمق می بخشد.  گل بوسه ای بر ضریح حک می کنی. دلت حاجتش را گرفته است اما نمی خواهد از حرم دل بر دارد .

تمام جانت تمنای این را دارد که در این خلسه ی آسمانی بمانی و عاشقانه می سرایی:  «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه»   «السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا »

تو، در حج دل نیازمندت مولای غریب قریب را می خوانی و در آشیانه ی آل محمد(ص) بر فرزندش مهدی سلام می کنی و التماس می کنی که: «اللهم عجل لولیک الفرج» و دلت، بهاری ترین لحظات خود را می گذراند.برای کبوتر دلت دانه ی عشق می پاشی و به او قول می دهی که هیچگاه آن را از ضریح دلباختگی جدا نکنی .

به امید آنکه آخرین زیارتت نباشد، از حرم خارج می شوی، اما دلت را در حریم جانان، جا گذاشته ای .

 

+ نوشته شده در  جمعه 26 شهریور1389ساعت 21:5  توسط طاهره  | 

نيايش

خداوندا به من توفيق تلاش در شكست،

صبر در نا اميدي،

فداكاري در سكوت،

جهاد بي سلاح،

كار بي پاداش،

ايمان بي ريا،

دين بي دنيا،

منت بي غرور،

عشق بي هوس،

تنهايي در انبوه جمعيت

و دوست داشتن بي آن كه دوست بداند

عنايت فرما.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 شهریور1389ساعت 15:57  توسط طاهره  | 

تبريك

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

اعياد شعبانيه بر تمام مسلمانان جهان مبارك باد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  شنبه 26 تیر1389ساعت 12:22  توسط طاهره  | 

شهادت حضرت زينب(س)

 

                                                                     

سالروز شهادت زینب کبری(س)، دخت علی مرتضی، پیام آور کربلا،

الگوی شکیبایی و تقوا، عابده آل علی(ع) و عقیله بنی هاشم را

 به تمام پویندگان راه ولایت و عاشقان خط سرخ شهادت تسلیت می گوییم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 تیر1389ساعت 11:2  توسط طاهره  |